Connect with us

Hi, what are you looking for?

داستان

 كه فردا صبح اول چیزى كه جلویت آمد بخور! و دومى را بپوشان ! و سومى را بپذیر! و چهارمى را ناامید مكن !...

داستان

یکــی بــود، یکــی نبــود. در روزگاران قدیــم پادشــاه ظالمــی بــود کــه «ضحــاک» نــام داشــت. ضحــاک پــدرش را کشــت و جنــازه اش را در «دشــت...

داستان

دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز...

داستان

همه چیز به خوبی گواهی می دهد که من در یک دادگاه استم. مرا به دادگاه کشانده اند و یا هم کسی مرا به...