تلآويو ميگويد: دمشق و تهران سلاحها و تجهيزاتي را كه به دست ميآورند به شكل قاچاق در اختيار حزبالله ميگذارند اما هرگز به باز بودن در زرادخانههاي آمريكا به روي اسرائيل براي استفاده از آنها عليه مقاومتگران در برابر طرحهاي آمريكا يا اسرائيل در اين منطقه اشاره نميكند.
ما با اين گفته اسرائيل كه ممكن است هر سلاح دفاعي به سلاح تهاجمي تبديل شود، مخالف نيستيم، اما اگر بگويد روسيه ـ به همين علت ـ بايد از فروش هواپيماها و موشكها به ايران و سوريه خودداري كند، اعتراض ميكنيم.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» روزنامه «الوطن» ـ چاپ قطر ـ آورده است: معروف است كه مسكو در هفتههاي اخير، موشكهاي ضدهوايي به ارزش نهصد ميليون دلار در اختيار سوريه گذاشته و به تازگي نيز ايران را به شبكههاي دفاع موشكي و 250 فروند هواپيماي پيشرفته از نوع «سوخو ـ 30» مجهز كرده است.
دولت عبري تنها به اين خاطر عصباني نيست كه هواپيماها سلاح تهاجمي و نه دفاعي است و موشكهاي ضدهوايي قادرند اهداف زميني را نيز شكار كنند، بلكه دليل عصبانيتش اين است كه اصولا با اصل تجهيز دمشق و تهران به هر نوع سلاحي مخالف است و روسيه، كشور صنعتي بزرگ كه صنايع نظامياش را تقويت ميكند، دو كشور قانونگريز ـ البته به زعم اسرائيل ـ را به سلاح مجهز ميكند؛ گويي كه اسرائيل كشور قانونمداري است كه براي اهداف دفاعي مجهز ميشود، در حالي كه متجاوزتر از هر كشور ديگر در سطح دنياست.
اسرائيل از اين امر بيزار است، زيرا هر هواپيما يا موشكي كه ايران يا سوريه به دست آورد، موجب خواهد شد تجاوز به هر يك از آن دو و يا هر دو با هم دشوار شود. از طرفي اسرائيل هنوز هم به منطق «جنگهاي تفريحي» ميانديشد و هر زمان كه مناسب تشخيص دهد، به هر كشور عربي اعلام جنگ ميكند، اما مفهوم پيروزي و شكست در جنگ دوم لبنان كاملا تغيير يافت.
وقتي اسرائيل ميگويد كه تنها با تجهيز ايران و سوريه به تجهيزاتي كه ممكن است به سلاحهاي تهاجمي تبديل شوند مخالف نيست، بلكه در كل با تجهيز آن دو كشور به هر نوع سلاحي، حتي اگر صد درصد دفاعي باشد مخالف است، مفهوم آن اين است كه كمتر از تحريم تسليحاتي اين دو كشور را نميپذيرد تا آن دو به اهداف ثابت سهلالوصول كه بتوان بدون هيچگونه مانعي از بين برد، تبديل شوند.
تلآويو ميگويد: دمشق و تهران سلاحها و تجهيزاتي را كه به دست ميآورند به شكل قاچاق در اختيار حزبالله ميگذارند اما هرگز به باز بودن در زرادخانههاي آمريكا به روي اسرائيل براي استفاده از آنها عليه مقاومتگران در برابر طرحهاي آمريكا يا اسرائيل در اين منطقه اشاره نميكند.
روسيه حق دارد به ايران و سوريه و هر كشوري كه بخواهد سلاح بفروشد و ايران و سوريه نيز حق دارند از روسيه و يا هر كشور ديگري كه حاضر به فروش تسليحات باشد، سلاح و تجهيزات خريداري كنند، وگرنه ايالات متحده آمريكا و اسرائيل، تجارت سلاح را انحصاري خواهند كرد و پس از تشديد فشار بر آن ضعفا را هدف قرار خواهند داد.
زماني كه ايالات متحده، معاملات تسليحاتي ميلياردي با كشورهاي عرب «ميانهرو» انجام ميدهد، تحت فشار اسرائيل، اين سلاحها را از ويژگيهاي مرتبط با قدرت آتش و برد هواپيماها و موشكها تهي ميسازد تا نتوانند در روزي از روزها به اهدافي در عمق اسرائيل اصابت كنند.
ممكن است اين مسئله در نظر آمريكا و اسرائيل ـ كه در هر نوع مناسبتي، بر ضرورت تغيير برنامههاي درسي در كشورهاي عرب براي برچيدن «فرهنگ جهاد» و زدودن تنفر از قلوب ملتهاي عرب و مسلمان نسبت به غرب و دولت يهودي تأكيد ميورزند ـ كافي نباشد.
آنها در ازاي اين همه انتظار، نميخواهند به خودشان زحمت اين تفكر را بدهند كه در مقابل، چه انتظاري از آنها ميرود و چه قدمي را بايد در مقابل بردارند؟! آنها با اصل زمين در برابر صلح و امنيت در مقابل عقبنشيني مخالفند و ميخواهند هر چيزي را كه اراده ميكنند به دست آورند، اما حاضر نيستند حق را به حقدار بازگردانند.
به اعتقاد ما، صلح منطقهاي و جهاني نه در صورت توقف معاملات تسليحاتي روسيه با سوريه و ايران، بلكه در صورت توقف كمك تسليحاتي ايالات متحده به اسرائيل و اعمال فشار واشنگتن بر تصميمگيران اسرائيلي براي وادار كردن آنان به عقبنشيني به مرزهاي 1967 ميلادي و بازگردانيدن حقوق غصبشده به فلسطينيها محقق خواهد شد. تنها در اين صورت، خشونت و تروريسم رنگ ميبازد و كشورهاي منطقه به سلاح نياز پيدا نخواهند كرد.
اسرائيل به خوبي اين را ميداند كه راه رسيدن به صلح قطع شده است، زيرا اين راه، نه با شاخههاي گل، كه با مقادير فراواني تسليحات آمريكايي و حمايت سياسي آمريكا مفروش شده است.